+ نوشته شده در دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 13:14  توسط آقای چاق
|
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 12:37  توسط آقای چاق
|
سلام
بعد یه سال دوباره اومدم
هورااااااااااااااااااااااااا
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 17:11  توسط آقای چاق
|
گفتم از جه ای شمر بی حیا
راس پاک شه بریدی از غفا
گفت چون بوسید زینب حنجرش
خنجرم نشکافت جای بوسه را
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 15:0  توسط آقای چاق
|
ولادت
امام
ابو جعفر،باقر العلوم،پنجمين پيشواى ما،جمعهى نخستين روز ماه رجب سال
پنجاه و هفت هجرى در شهر مدينه چشم به جهان گشود. او را«محمد»ناميدند
و«ابو جعفر»كنيه و«باقر العلوم»يعنى«شكافندهى دانشها»لقب آن گرامى است.
به هنگام تولد هالهيى از شكوه و عظمت نوزاد اهل بيت را فرا گرفته بود،و همچون ديگر امامان پاك و پاكيزه به دنيا آمد.
امام
باقر (ع) از دو سو-پدر و مادر-نسبتبه پيامبر و حضرت على و زهرا عليهم
السلام مىرساند،زيرا پدر او امام زين العابدين فرزند امام حسين،و مادر او
بانوى گرامى«ام عبد الله» دختر امام مجتبى عليهم السلام است.
عظمت
امام باقر (ع) زبانزد خاص و عام بود،هر جا سخناز والايى هاشميان و علويان
و فاطميان به ميان مىآمد او را يگانه وارث آنهمه قداست و شجاعت و
بزرگوارى مىشناختند و هاشمى و علوى و فاطميش مىخواندند.
راستگوترين لهجهها و جذابترين چهرهها و بخشندهترين انسانها برخى از ويژگيهاى امام باقر عليه السلام است.
گوشهيى از شرافت و بزرگوارى آن گرامى را در گزارش زير مىخوانيم:
پيامبر
(ص) به يكى از ياران پارساى خود«جابر بن عبد الله انصارى»فرمود.اى
جابر!تو زنده مىمانى و فرزندم«محمد بن على بن الحسين بن على بن
ابيطالب»را كه نامش در تورات«باقر»است در مىيابى،بدانهنگام سلام مرا
بدو برسان.
پيامبر در گذشت و جابر عمرى دراز يافت-و بعدها روزى
به خانهى امام زين العابدين آمد و امام باقر را كه كودكى خرد سال بود
ديد،به او گفت:پيش بيا...امام باقر (ع) آمد.
گفت:برو...
امام
باز گشت.جابر اندام و راه رفتن او را تماشا كرد و گفت:به خداى كعبه سوگند
آيينهى تمام نماى پيامبر است.آنگاه از امام سجاد پرسيد اين كودك كيست؟
فرمود:امام پس از من فرزندم«محمد باقر»است.
جابر
برخاست و بر پاى امام باقر بوسه زد و گفت:فدايتشوم اى فرزند پيامبر (ص)
،سلام و درود پدرت پيامبر خدا (ص) رابپذير چه او ترا سلام رسانده است.
ديدگان
امام باقر پر از اشگ شد و فرمود:سلام و درود بر پدرم پيامبر خدا باد تا
بدان هنگام كه آسمانها و زمين پايدارند و بر تو اى جابر كه سلام او را به
من رساندى.
علم امام دانش
امام باقر عليه السلام نيز همانند ديگر امامان از سر چشمهى وحى بود،آنان
آموزگارى نداشتند و در مكتب بشرى درس نخوانده بودند،«جابر بن عبد
الله»نزد امام باقر (ع) مىآمد و از آنحضرت دانش فرا مىگرفت و به آن
گرامى مكرر عرض مىكرد:اى شكافندهى علوم! گواهى مىدهم تو در كودكى از
دانشى خدا داد برخوردارى .
«عبد الله بن عطاء مكى»مىگفت:هرگز
دانشمندان را نزد كسى چنان حقير و كوچك نيافتم كه نزد امام باقر عليه
السلام،«حكم بن عتيبه»كه در چشم مردمان جايگاه علمى والايى داشت در
پيشگاه امام باقر چونان كودكى در برابر آموزگار بود .
شخصيت
آسمانى و شكوه علمى امام باقر (ع) چنان خيره كننده بود كه«جابر بن يزيد
جعفى»به هنگام روايت از آن گرامى مىگفت:«وصى اوصياء و وارث علوم انبياء
محمد بن على بن الحسين مرا چنين روايت كرد...»
مردى از«عبد الله
عمر»مسالهيى پرسيد و او در پاسخ درماند،به سئوال كننده امام باقر را نشان
داد و گفت از اين كودك بپرس و مرا نيز از پاسخ او آگاه ساز.آن مرد از امام
پرسيد و پاسخى قانع كننده شنيد و براى«عبد الله عمر»بازگو كرد،عبد الله
گفت:اينان خاندانى هستند كه دانششان خداداد است .
«ابو
بصير»مىگويد:با امام باقر عليه السلام به مسجد مدينه وارد شديم،مردم در
رفت و آمد بودند.امام به من فرمود:از مردم بپرس آيا مرا مىبينند؟از هر كه
پرسيدم آيا ابو جعفر را ديدهاى پاسخ منفى شنيدم،در حاليكه امام در كنار
من ايستاده بود.در اين هنگام يكى از دوستان حقيقى آن حضرت«ابو هارون»كه
نابينا بود به مسجد در آمد.امام فرمود:از او نيز بپرس.
از ابو هارون پرسيدم:آيا ابو جعفر را ديدى؟
فورا پاسخ داد:مگر كنار تو نايستاده است؟
گفتم:از كجا دريافتى؟
گفت:چگونه ندانم در حاليكه او نور رخشندهيى است .
و
نيز«ابو بصير»مىگويد:امام باقر (ع) از يكى ازافريقائيان حال يكى از
شيعيان خود به نام«راشد»را جويا شد.پاسخ داد خوب بود و سلام مىرساند.
امام فرمود خدا رحمتش كند.
با تعجب گفت:مگر او مرده است؟
فرمود:آرى.
گفت:چه وقت در گذشت؟
فرمود:دو روز پس از خارج شدن تو.
گفت:به خدا سوگند او بيمار نبود...
فرمود:مگر هر كس مىميرد به جهتبيمارى است؟
آنگاه ابو بصير از امام در مورد آن در گذشته سئوال كرد.
امام
فرمود:او از دوستان و شيعيان ما بود،گمان مىكنيد كه چشمهاى بينا و گوشهاى
شنوايى براى ما همراه شما نيست وه چه پندار نادرستى است!به خدا سوگند هيچ
چيز از كردارتان بر ما پوشيده نيست پس ما را نزد خودتان حاضر بدانيد و خود
را به كار نيك عادت دهيد و از اهل خير باشيد تا به همين نشانه و
علامتشناخته شويد.من فرزندان و شيعيانم را به اين برنامه فرمان مىدهم .
يكى از راويان مىگويد در كوفه به زنى قرآن مىآموختم،روزى با او شوخى كردم،بعد به ديدار امام باقر شتافتم،فرمود:
آنكه
(حتى) در پنهان مرتكب گناه شود خداوند به او اعتنا و توجهى ندارد،به آن زن
چه گفتى؟ از شرمسارى چهرهام را پوشاندم و توبه كردم،امام فرمود:تكرار نكن
.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 15:6  توسط آقای چاق
|

شهيد رجايي:
معلمی شغل نیست؛ معلمی عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده ای، رهایش کن
و اگر عشق توست مبارکت باد
سلام
روز معلم را به تمامی معلم های خوب و دلسوز تبریک می گویم.
با آرزوی سلامتی و شادکامی این عزیزان در تمامی امور...
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:35  توسط آقای چاق
|
+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 13:17  توسط آقای چاق
|
سلام سال نو مبارک
آقای چاق بعد از ۲سال
دوباره برگشت
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 15:59  توسط آقای چاق
|
این پیغام کاملا جدیه. باور کنید. منم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم
بابام بهم عیدی داد یه توپ قلقلی داد ! 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 17:28  توسط آقای چاق
|